بزن بریم با سرعت برق و باد.. بزن بریم از اینجا !

با صدای جارو نگاش کردم . چه زندگی مسخره ای .. تا ظهر واستا معلمارو چایی بده بعد از رفتنشونم مدرسه رو تمیز کن .. این زندگیه آخه ! بهم با لبخند نگاه کرد فهمیدم باید پاهام رو بگیرم بالا تا زیر صندلی هارو جارو کنه .از جام بلند شدم که راحت باشه .دلم خواست کمکش کنم تا حداقل یکم بشینه .ازش خواستم گفت نه عزیزم راحت باش سرم رو تکون دادم و رفتم جلوی در . با صدای خداحافظی نگاش کردم .داشت میرفت خونه . با لباسای خیس تو این سرما .هی با خودم فک کردم طفلکی چه زندگیه سختی داره . جلو رفت و در ماشین رو باز کرد .نشست توش و گاز داد و با سرعت برق و باد ناپدید شد ! همه ی افکارم با گرمای داخل ماشین طفلکی ذوب شد. مستخدم مدرسه ٢٠۶ داشت :|

هی خـــــدا !

/ 20 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درنا

سلام جیگر طلا ممنون که سر زدی درناست دیگه گفتم این دفعه کوتاه بنویسم سنت شکنی کرده باشم خیلی خوشحالم کردی روی ماهتو می بوسم یاعلی

خودنویس تنها

بی معرفت تو منو دوست داری و نمیای سراغم همتون باهام قهرین هیششششششششششششکی پیش من نمیاد هیشششششششششکی دوسم نداره[گریه]

شقایق

مدرستون مستخدم نمی خواد؟[نیشخند]

ماشا

سلام دوست من. به روزم و منتظر دیدار عزیزت.

آیدا

[چشمک]یادم باشه تو لیست جاهایی که میرم واسه استخدام مدرسه ی شمارم اضافه کنممم!!! [نیشخند]شاید یه ژیانی...فولکسی...چیزیم به ما رسید[چشمک] توام پارتی بازی کن! می بینی که!قانعیم والا![بغل] چطوری سارا؟

همساده

خدایا ربنایت را نصیبم کردی که ترسم را بپوشانم

آیدا

[قهر]گریه کارساز نبود انگاری...بایکی دوتا پس گردنی کار راه میوفته؟[نیشخند].

سیدعلیرضارئیسی

سلام به شما دوست خوبم همیشه شاد باشی تعطیلی خوش بگذرد و کدوم کوهی که خورشید از تو چشم تو می تابه چشمه چشمه ابر ایثار روی سینه ی تو خوابه تو کدوم خلیج سبزی که عمیق ، اما زلاله مثل آینه پاک و روشن مهربون مثل خیاله کاش از اول می دونستم که تو صندوقچه ی قلبت مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته کاش از اول می دونستم که تو دستای نجیبت به من هم تونستی سربزن ارادتمند رئیسی

آواره عشق

سلام دوست من مطالب وبلاگت عاليه اگه دوست داشتي به وبلاگ دهکده عشاق ما هم يه سر بزند منتظرتم

دلارام

ای بابا سلام برسون یهشون[نیشخند] ای جان .... چی بگم خوب ولی با حاله [نیشخند]