کجای چشم های شرجی تو !

از این سطر تا آخر همین خیابان که به هیچ جا نمی رسد , دست هایم را نقاشی می کنم . خدا را چه دیده ای شاید آخر این نامه تمام شدم ! پس بگذار این نامه را که می نویسم  به نام تو کنم .به نام تو که آخرین بازمانده ی لیلایی .
لیلی همین فرداست که دختران خیابان هفتم نامه های ما را با یک ادکلن شیک و یک امضای " دوستت دارم " به پسرک همسایه بدهند و این کلمات بچرخند. بی که بدانند این نامه ای از مجنون بوده برای لیلی !
لیلی کاش قصه نبودیم ,درست شبیه یکی از همین عشق های خیابانی که صبح به دنیا می آید ,شب می میرد .
کاش قصه نبودیم .

/ 27 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برگ پاییزی

[منتظر] این میدونی یعنی چی؟! . . . . یعنی منتظرم [ناراحت]

ماشا

سلام دوست من. واتوره با ((قفس در قفس)) به روز شد. به دیدارم بیا منتظرت هستم.

حمیده

جالب بود به وبلاگ من هم سر بزنید اگر مایل به تبادل لینک هستین وب من رو به نام( میخوای حال کنی بیا تو) لینک کنید و در قسمت نظرات به من اعلام کنید تا من هم شما رو لینک کنم

دلارام

هنوز که اینجا خبری نیس[منتظر][نیشخند]

ماشا

سلام دوست من. واتوره با ((سرنوشت)) به روز است و چشم به راه دیدار عزیزت.

MyBride

[نیشخند] خوشم میاد که آپ نمیکنی تا پرشین بلاگ ورشکست شه

علی

از پاییز شروع کن به نوشتن از اولین برگهای پاییزی تا آخرین برگهای پاییزت

ازجنس پاییز

ب انجارسیده ام که می دانم... دنیامال خودش نیست... ومن مال خودم نیستم... من زندگی ام را... برای کس دیگری زندگی کرده ام... منتظرنظرتم...

سمیرا

با سلام من سميرا هستم و اومدم تا تو اين دنياي مجازي فعاليت کنم و دوستان خوبي داشته باشم خوشحال ميشم همو لينک کنيم دوست داشتي من با اسم سميرا بي نظير بلينک و خبرم کن تا منم با افتخار لينکت کنم مسي مسي